بدون عنوان
این اولین باری که باهم با ماشین رفتیم بیرون،مادر و دختری،

رفتیم خونه مامانی اینا،اول که نشوندمت تو صندلیت و کمر بندش رو که بستم هی میگفتی داغه داغه ،رفتیم تا این
کوچه بالایی یه دوری زدم ببینم چطور میشه،میشینی یا نه جوجو، راه افتادم و یه کم برات آهنگ گذاشتم وباهات حرف
زدم ساکت شدی و راه افتادیم و رفتیم،خوشت اومده بود بیرونو میدیدی و گه گاهی هم ماشینهای بغلی باهات بازی
میکردن و خودت هم دست میزدی ومیرقصیدی برا خودت



البته اینا مال زمانیه که برگشتیم رفتنی یادم رفت ازت عکس بگیرم
هوا تاریک بود و نور فلاش چشمت رو ازیت میکرد بهتر از این نشد ازت عکس بگیرم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 
